تبلیغات
operation room - شعرسیب حمیدمصدق وجواب ها...
 
operation room
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : m.barati
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جمعه 9 فروردین 1392 :: نویسنده : malihe


* تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت*



بعدها فروغ فرخزاد اومده و جواب حمید مصدق رو اینجوری داده:

*من به تو خندیدم
چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک
لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت: برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد
گریه تلخ تو را
و من رفتم و هنوز
سالهاست که در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت

——————————
و از اونا جالب تر واسه من جوابیه که یه شاعر جوون به اسم جواد نوروزی
بعد از سالها به این دو تا شاعر داده
اززبان سیب:

* دخترک خندید و پسرک ماتش برد !
که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده
باغبان از پی او تند دوید
به خیالش می خواست،
حرمت باغچه و دختر کم سالش را
از پسر پس گیرد !
غضب آلود به او غیظی کرد !
این وسط من بودم،
سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم
من که پیغمبر عشقی معصوم،
بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق
و لب و دندان ِ
تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم
و به خاک افتادم
چون رسولی ناکام !
هر دو را بغض ربود…
دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:
” او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! ”
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:
” مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! ”
سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !
عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !
جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،
همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:
این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت

مسعود قلیمرادی:اززبان پدردخترک

او به تو خندید و تو نمیدانستی

این که او می داند

تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی

از پی ات تند دویدم

سیب را دست دخترکم من دیدم

غضبآلود من نگاهت کردم

بر دلت بغض دوید

بغض چشمت را دید

دل دستش لرزید

سیب دندان زده از دست دل افتاد به خاک

و در آن دم فهمیدم

آنچه تو دزدیدی سیب نبود

دل دردانه ی من بود که افتاد به خاک

ناگهان رفت و هنوز

سالهاست که در چشم من آرام آرام

هجر تلخ دل و دلدار تکرار کنان

می دهد آزارم

چهره ی زرد و حزین دختر من هر دم

می دهد دشنامم

کاش آنروز در آن باغ نبودم هرگز

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

که خدای عالم

زچه رو در همه باغچه ها سیب نکاشت؟

........................................................................

اینم ادامه شعر از زبان باغ
شاعرش هم محمدحسین اسدی هست


" باغ "
و من آن باغ پر از حسرت و آه
که پر از تکرارم
شاخه هایم پر سیب
و کمی غمگینم
از چه رو این همه اصرار و گناه !
تو ببین پر سیبم
دانه ای چند کجا ...
که تواند بدهد آزارم ! ؟
گفتمش رخصت چیدن بد نیست
او بگفت سخت نگیر ... چشمی نیست !
گفتمش در پی او تند ندو
او بگفت فرصت نیست
گفتمش دخترکم ، سیب خودت را به دهان محکم گیر
او بگفت دست و دلم با هم نیست
گفتمش سیب بگو ، غرق به خاکی تو چرا
او بگفت زخم تنم را که دگر مرهم نیست
گفتمش اشک دگر لرزش تو بهر چه بود
او بگفت بغض شکسته که دگر با من نیست
لحظه ای چند سکوت
خش خش برگ درختان تو بگو ، حاجت بود ؟
تو که با هر قدمش نالیدی ! ! !
کوچه از دور به ما لبخند زد
کوچه ها عادت دیرینه ی رفتن دارند
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
قصه ی سیب کمی طولانی است
آدم و حوا بود
و از آن روز جدایی رخ داد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شنبه 7 اردیبهشت 1392 12:24 ب.ظ
سلام درود برشما ای ولا خوشم میاد همیشه تو رویایین بابا دیگه دورانش گذشته برو به زندگیت برس ..البته من به احساسات شما احترام میزارم. واقعا احساسات لطیفی دارید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!11
malihe سلام.شماازکجامیدونین من تورویام.قبول دارم دورانش گذشته ولی شماهم خیلی بی احساس هستین البته من به احساسات خشن شما احترام میذارم!!!!11
پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 01:58 ب.ظ
وای خدای من شما چقد رویای هستین خانم !!!!!!!!!!!!!!!!!11
malihe وای خدای من شماچقدتیزهوشین ازکجافهمیدین؟!!!!!!!!!11
دوشنبه 19 فروردین 1392 10:49 ق.ظ
قشنگ بود جیگر
malihe خودم میدونم...مرسی
یکشنبه 11 فروردین 1392 02:16 ب.ظ
سلام . اگه جوک دوست داری یه سر بهم بزن
malihe سلام.ok
جمعه 9 فروردین 1392 05:15 ب.ظ
salam
ali bood.yade sibi oftadam k hamkelasim az mahdemon baram chide bood.
badesh khanoom morabi davash kard.
malihe سلام
قربونت رفیق
خب حقتون بوده شکموها...
جمعه 9 فروردین 1392 05:09 ب.ظ
سیلام.
خشنگ فود هموینجولی غم داشتیم بدتل شدیم.
منتظرتم سر بزن.
malihe علیک سیلام...
خواهش می کنم حتماسرمی زنم دیداش
جمعه 9 فروردین 1392 04:46 ب.ظ
سلام دوست عزیز ..

دوست داری از تک تک بازدید کننده های سایتت درآمد خوبی داشته باشی ؟؟

بیا این مطلبو بخون ضرر نمیکنی ...

http://j4st4fun.ir/post/5
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.